|
عند سدرة المنتهی دوستی می گفت : می نویسم برای مردی که چهار گوشه قلبش شکسته است.
| ||
|
[ پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ] [ 22:58 ] [ میم . صاد . میم ]
![]() [ چهارشنبه سوم خرداد 1391 ] [ 18:34 ] [ میم . صاد . میم ]
[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:18 ] [ میم . صاد . میم ]
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:52 ] [ میم . صاد . میم ]
تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلما هر كسی آن را تجربه كرده است. گرچه سخت است علت دقیق ناراحتیتان را معلوم كنید ولی به هر حال آن را احساس میكنید. در عوض، امكان دارد شما در كنار بعضی افراد خودبهخود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بكنید. این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است. وقتی شخصی انرژی كمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو میدهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندكی كاسته میشود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن میشود. مثلا اگر شما احساس خوبی دارید و با كسی كه احساس بدی دارد ارتباط برقرار میكنید، بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا میكند و احساس خوب شما كمتر خواهد شد. ممكن است این تغییر را خود احساس نكنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه میشوید كه احساس خوبی ندارید. درك این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی كه همیشه در جریان است، بیشتر كمك میكند. وقتی منفیبافی میكنیم چه اتفاقی میافتد
هرچه بیشتر منفیبافی میكنیم و راهی هم برای رهاساختن آن نمییابیم انرژی خود را راكد نگه میداریم. وقتی درگیر منفیبافی میشویم ممكن است سعی كنیم اعتماد و اطمینان داشته باشیم ولی وقتی دست به كاری خطیر میزنیم، همچنان دستخوش اضطراب و سردرگمی میشویم؛ بدینترتیب اعتمادبهنفس ما زائل شده است. ما آرزوی درونیمان را برای فعالیت بیشتر و پیشرفتكردن احساس میكنیم ولی متوجه میشویم عقب نگه داشته شدهایم. اما وقتی درگیر منفیبافی میشویم، شاید دلمان بخواهد شاد باشیم ولی احساس میكنیم كه با افسردگی و تأسفخوردن برای خود، بیشتر در خود غرق میشویم. لذت ما كم میشود و احساس میكنیم میل درونیمان شادبودن است اما آن را نمییابیم. این فرایند در افرادی با حساسیت كمتر كه از كمبودهای خود بیاطلاع هستند، متفاوت است. آنها تاحدودی شاد هستند ولی این افراد از دیرباز مفهوم لذتبردنهای واقعی را از بین بردهاند. فراموش نكنیم وقتی منفیبافی میكنیم ممكن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بیارزشی هستیم. ما نمیتوانیم خلوص، معصومیت و خوبی را كه حاصل آن است احساس كنیم. ما به خاطر اشتباهات گذشتهمان احساس تباهی و بیهودگی میكنیم و نمیتوانیم خودمان را ببخشیم. در نتیجه احساس میكنیم در قبال دیگران مسئول هستیم. اگر هنگام كودكی برای اشتباهاتمان تنبیه میشدیم ممكن است خودمان هم مجازاتكردنمان را ادامه دهیم. روحهای حساس، منفیگرایی دیگران را به درون خود میكشند چون آنها بیشتر در معرض خطر هستند. منفیگرایی كه آنها احساس میكنند تركیبی از منفیبافیهای خودشان همراه با منفیبافیهای دیگران است. آنها مانند اسفنج به هر جا كه میروند منفیبودن و احساسات منفی دیگران را به درون خود میكشند. اما چیزی كه به دیگران اجازه میدهد حساسیت كمتری داشته باشند توانایی فرونشاندن احساسات است. بعضی افراد هنگام عصبانیت نیاز ندارند احساساتشان را مورد بررسی قرار دهند تا به احساس بهتری برسند. این افراد فقط میخواهند احساساتشان را انكار كنند یا نپذیرند و سرانجام به راه خودشان بروند. این روش برای افرادی كه حساسیت كمتری دارند مفید است ولی برای كسانی كه حساسترند نمیتواند مفید واقع شود. در واقع افراد، منفیگرایی خود را سركوب میكنند، آنها نهتنها این احساسشان را به دیگران منتقل میكنند بلكه منفیگرایی كمتری را از جهان جذب میكنند.
تبادل انرژی
افراد حساس كسانی هستند كه انرژی منفی بیشتری جذب میكنند. مگر اینكه خودشان از حساسیتشان به نوعی كم كنند. این افراد بسیار تأثیرپذیر هستند و اغلب زود مریض میشوند و نسبت به خودشان احساس منفی دارند.
در واقع بیش از حد خوردن یكی از راههای كمكردن حساسیتمان یا زائلساختن احساساتمان است. وقتی افراد گرفتار هر یك از موانع موفقیت شخصی هستند، اغلب با انرژی مثبت خود واقعیشان قطع ارتباط میكنند و به جای آن انرژی منفی به بیرون میفرستند. بعضیها به دلیل نوع زندگیشان، دوستانشان و طرز فكرشان، انرژی منفی منتشر میكنند. این افراد ممكن است در تمام مدت یا بعضی اوقات این انرژی منفی را منتشر كنند اما افرادی كه با طبیعت واقعی خود بیشتر در تماس هستند، خودبهخود انرژی مثبت منتشر میكنند. بودن در كنار این افراد حال شما را عملا بهتر میكند، به همین دلیل است كه ما به سوی افراد موفق كشیده میشویم.
تخلیه انرژی منفی
نخستین گام در فرا گرفتن فرایند تخلیه انرژی منفی، رسیدن به آرامش بیشتر و مراقبه و برقراری تعادل است. درست همانطور كه شما توانایی جذب انرژی توسط نوك انگشتانتان را در مراقبه دارید، قدرت بیرون فرستادن آن را هم دارید.
![]() دومین گام برای بیرون فرستادن انرژی منفی، فرستادن انرژی منفی به جایی است كه صدمهای به آن نمیزند. انرژی منفی توسط طبیعت جذب میشود و صدمهای به آن نمیزند. به همین دلیل است هنگامی كه گرفتار استرس یا اضطراب هستید، با رفتن به گردش در جنگل یا طبیعت خودبهخود به آرامش بیشتری دست پیدا میكنید. همچنین با توجه به همین موضوع بعضی افراد از رفتن كنار دریا یا درازكشیدن در آفتاب، لذت میبرند. عوامل طبیعی با جذب انرژی منفی، انرژی مثبت منتشر میكنند.
گیاهان، گلها و درختان معمولا بهترین هدف برای تخلیه انرژی هستند. برای اغلب افراد گلها بسیار قدرتمند هستند و میتوانند به بهبود حال آنها كمك كنند. اكنون میتوانیم درك كنیم كه چرا افراد از دریافت گل به عنوان هدیه خوشحال میشوند یا چرا وقتی میخواهیم به كسی ابراز علاقه كنیم به او گل هدیه میدهیم. وقتی شخصی گلی را به عنوان هدیه دریافت میكند، آن گل به او كمك میكند تا احساسات منفی خود را رها كند و به حس بهتری دست یابد. محل دیگر برای تخلیه انرژی منفی ظرف پر آب، وان حمام، استخر، حوض یا دریاچه است. آتش عنصر نیرومند دیگری از طبیعت است كه ما میتوانیم برای تخلیه انرژی منفی خود از آن استفاده كنیم. به اوقات خوشی فكر كنید كه میتوانید دور یك آتش جمع شوید و داستانهای مختلف تعریف كنید. آتش قادر است انرژی منفی را از ما دریافت كند؛ بنابراین برای دورشدن از انرژی منفی میتوانیم از آن استفاده كنیم. این آگاهی مهم درباره انرژی میتواند به راحتی اشتباه فهمیده شود؛ مثلا ممكن است شخصی از بودن در كنار افرادی با انرژی منفی یا سرزنشكردن دیگران برای مشكلات، مضطرب شود. اگر شما انرژی مثبت زیادی دارید، گرفتن انرژی منفی بخش اجتنابناپذیر زندگی است. شما نمیتوانید از آن فرار كنید. به جای اینكه درصدد اجتنابكردن از انرژی منفی باشیم، فقط نیاز داریم برای تخلیهكردن و رهایییافتن از آن مصمم باشیم. رمز موفقیت شخصی این است كه با شارژ مجدد میتوانید ادامه دهید و سپس انرژی منفی را كه جذب میكنید تخلیه كنید. كوشش برای اجتناب از انرژی منفی در صورتی مهم است كه خسته و بیمار هستید. ولی اگر هر روز با مراقبه و دریافت آرامش و رهایی به هر طریقی كه خود سراغ دارید، خود را تقویت سازید و سپس عشق خود را با اطرافیان تقسیم كنید، بیشترین رضایت خاطر را خواهید داشت. همچنان كه قدرتتان را برای جذب انرژی مثبت و تخلیه انرژی منفی تقویت میكنید، مقابله با چشمان منفیگرا شما را نیرومند میسازد.
طبقه بندی: کشکول، [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 23:27 ] [ میم . صاد . میم ]
۱- روزانه ۱۰ تا ۳۰ دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست. ۲- حداقل ۱۰ دقیقه در روز با خود خلوت كنید ، در صورت نیاز از قفل در غافل نشوید. ۳- در صورت امکان برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط كنید، و خواب بیشتری كنید. ۴- صبحها كه از خواب بیدار می شوید این جمله را كامل و تكرار كنید: « امروز قصد دارم….» ۵- با سه E زندگی كنید؛ Energy (انرژی)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سه F یعنی Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان). ۶- امسال بیشتر از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین) ، بازی با دوستان و خواندن كتاب بپردازید.
۷- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید . اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می كنند. ۸- با افراد بالای ۷۰ و زیر ۶ سال اوقات بیشتری صرف كنید.
۹- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید. ( این رو خیلی جدی نگیرید )
![]() ۱۰- از غذاهایی كه از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف كنید ، و از آنها كه در كارخانه ها تولید می شوند كمتر.
۱۱- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. غذاهای دریائی، گل كلم، بادام و گردو و خشكبار مصرف كنید.
۱۲- تلاش كنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.
۱۳- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز كار همه را مرتب و تمیز كنید ، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.
۱۴- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائل مربوط به گذشته، افكار منفی و یا آنچه بدان كنترل ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اكنون كنید.
۱۵- این را درك كنید كه زندگی یك مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید ، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید.
مشكلات تنها بخشی از این دوره آموزشی اند كه درست مثل كلاس درس جبر می آیند و می روند ، منتها درسهائی كه از این كلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.
۱۶- صبحانه تان را چون یك شاه، ناهارتان را چون یك شاهزاده و شام تان ...
![]() ۱۷- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار ( افکار منفی ) را ازتان دور نگه خواهد داشت.
۱۸- زندگی چندان ایده آل به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.
۱۹- زندگی كوتاه تر از آنیست كه وقتمان را صرف تنفر از دیگران كنیم .
۲۰- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینكار را در مورد شما نمی كنند.
۲۱- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام كنید. با مخالفتها موافقت كنید.
۲۲- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اكنونتان را خراب نخواهید كرد.
۲۳- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نكنید. شما از موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید.
۲۴- از شمع هایتان استفاده كنید، خوشگل ترین ملافه تان را كنار نگذارید، برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز همان روز بخصوص است.
۲۵- جز شما كس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست.
۲۶- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: «آیا تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟»
۲۷- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید.
۲۸- افكار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند.
![]() ۲۹- زمان حلال همه مشكلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان.
۳۰- یك موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می كند.
۳۱- زمان بیماری، این شغل نیست كه به دردتان می رسد، دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشید.
۳۲- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص شوید.
۳۳- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید.
۳۴- بهترینها هنوز در راه اند.
۳۵- هر حسی كه می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیك كنید و بزنید بیرون.
۳۶- كار درست را انجام دهید!
۳۷- گاه با خانواده در تماس باشید.
۳۸- شبها قبل از خواب این جمله را كامل و تكرار كنید: « خدایا! به خاطر… ممنونم.» «امروز به … دست یافتم.»
۳۹- یادتان باشد، بركتهای زندگی آنقدر هست كه استرس و نگرانی را بدان راهی نباشد.
۴۰- از مسافرت کردن لذت ببرید.
طبقه بندی: کشکول، برچسب ها: نشاط، شادابی، مراقبه، [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:33 ] [ میم . صاد . میم ]
تیشه ها را بیایید زمین بگذاریم اگر هیزم نمی کنیم (تو را تیشه دادم که هیزم کنی.. ..........ندادم که بنیان مردم کنی) از زبان تا زیان فقط یه نقطه فاصله است. گاهی به جای اینکه با قلم ،پرچم ها را علم کنیم پاچه ها را قلم می کنیم فریاد . که حراج به آبروی انسانها زده ایم قلب المومن عرش الرحمان یعنی قلب مومن خانه خداست اگر کسی یک وجب زیر آب رفت به جای اینکه دست به دست هم داده و نجاتش بدهیم ، دست به سرش می گذاریم و خفه اش می کنیم چند سال از این موضوع نارحت بودم ولی برای اعتراض دلیل جلیلی می خواستم تا اینکه امسال دیدم نه اشتباه نکرده ام وقتی رهبر این مملکت دلش از خیلی ها خون است و فریاد می زند که آبروی مردم از هر چیز ی بالاتر است البته اگر کسی به امنیت مملکت و مردم آشکارا خیانت کرد اگر با پر رویی در فضای عمومی جامعه کثافت کاری کرد و اگر مال مردم بیچاره را به ناحق بالا کشید و گردن کلفتی کرد باید بر الاغ سوارش کنیم و بچرخانیم و رسوایش کنیم و گردنش را بزنیم ولی جوانی که در اثر غفلت اشتباهی کرده دختر یا پسری یا زنی یا مردی که پشیمان است و خطایش شخصی است پنهانی رسیدگی کنیم تذکر بدهیم مشکلش را حل کنیم کمبودش را برطرف سازیم فقط زورمان گویا در آبرو ریزی است ما پهلوانانی هستیم که قوی ترین عضو بدنمان زبانمان است می شود که کمتر جنایت کنیم؟ کدام گناه بالاتر از خدشه دار کردن آبروی دیگران؟ جالب است بدانیم اگر کسی گناه خصوصی انجام داد حالا هر گناهی باشد گناه آبرو ریزی ما از گناه او بزرگتر است و چون حق الناس است خدا هم نمی بخشد مگر ما خداییم که دیگران را محاکمه می کنیم و آبرویشان را می ریزیم مگر خودمان معصومیم ؟ چرا اگر جوانی مرتکب خطای کوچکی شد باید لشگر بکشیم و بی چاره اش کنیم ؟ چرا اگر دختری یا زنی خطایی کرد باید جز خودکشی راهی برایش نگذرایم ؟ مگر امیر المومنین علی آن بزرگمرد تاریخ، وقتی جوانی به گناه خودش با اختیار خودش اعتراف کرد نفرمود :که جوان برو تو اشتباه می کنی تو گناه نکرده ای؟ خاک بر سر بعضی از ما به ظاهر مسلمانان که با هزار حدس و گمان دنبال لکه دار کردن دیگرانیم چقدر جنایت می کنیم؟ و مگر خدا این جنایت را می بخشد؟ تازه اگر مطمئن باشیم کسی خطایی کرده باید بپوشانیم جالب اینجاست که خیلی وقتها تهمت می زنیم و از کاه، کوه می سازیم بهانه هم داریم ،می گوییم گر نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها . نخیر همین مردم اگر چیزهایی هم باشد حق ندارند چیزکی هم بگویند . بشکند دهانهایی که به افشای راز مردم باز می شود کمی پروانه باشیم و روی گل بنشینیم نه مگس چقدر جنایت می کنیم؟ چقدر غیبت می کنیم و تهمت می زنیم و شایعه می سازیم بیایید توبه کنیم بخدا آبرو ریزی با امر به معروف و نهی از منکر فرق دارد چقدر نهی از منکر های ما خودش منکر است باور کنیم که نمازمان به سرمان می خورد اگر با آبروی کسی بازی کردیم باور کنیم اگر به اندازه تمام دریاها اشک ریخته باشیم یک قطره آبروی مومن ریختن خشکش می کند به کجا می رویم مردم بیاییم توبه کنیم مواظب آبرو ،احساس و عاطفه دیگران باشیم امام صادق علیهالسلام فرمود که رسول خدا فرمودند: خداوند تبارک و تعالی فرموده است: هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند، در کمین جنگ با من نشسته است. نقل از : وبلاگ همثانیه ، حجه الاسلام علی پور طالبی [ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:06 ] [ میم . صاد . میم ]
آتش به خانه مرغی نمی زنند
گیریم خانه خانه ی آل عبا نبود ![]() زیر باران دوشنبه بعد از ظهر اتفاقی مقابلم رخ داد وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد سیب ها روی خاک غلطیدند چادرش در میان گرد وغبار قبلا این صحنه را...نمی دانم در من انگار می شود تکرار آه سردی کشید،حس کردم کوچه آتش گرفت از این آه و سراسیمه گریه در گریه پسر کوچکش رسید از راه گفت:آرام باش! چیزی نیست به گمانم فقط کمی کمرم... دست من را بگیر،گریه نکن مرد گریه نمی کند پسرم چادرش را تکاند، با سختی یا علی گفت و از زمین پا شد پیش چشمان بی تفاوت ما ناله هایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم گوش کن ! این صدای روضهء کیست طرف کوچه رفتم و دیدم در ودیوار خانه ای مشکی است با خودم فکر می کنم حالا کوچه ی ما چقدر تاریک است گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه راستی! فاطمیه نزدیک است... سید حمیدرضا برقعی طبقه بندی: روزخدا، [ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 10:09 ] [ میم . صاد . میم ]
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ![]() ![]() چند صباحی است که در فضای سایبری ،به صورت محسوس امر شیطانی توهین به حضرت امام علی النقی علیه السلام ( دهمین امام ما شیعیان ) کلید خورده است ،این عمل بی شرمانه دقیقا بعد از زمانی اتفاق می افتد که نام مقدس امام جواد علیه السلام بصورت گسترده مورد تمسخر و هتاکی قرار گرفت ،به همین دلیل گروهی از وبلاگ نویسان دوستدار اهل بیت علیهم السلام حرکتی را به نامموج وبلاگی «جانم فدای حضرت هادی علیه السلام»تشکیل داده اند ،شما هم در این حرکت ارزشی شرکت کنید. [ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ میم . صاد . میم ]
اول خوانیم خدا را ،رسول انبیا را ،علی مرتضی را، صلی علی محمد صلوات بر محمد صلوات را خدا گفت ، جبرئیل بارها گفت ، در شان مصطفی گفت صلی علی محمد صلوات بر محمد شاه نجف علی است ، سر ور دین علی است ، شیر خدا علی است صلی علی محمدصلوات بر محمد یارب به حق زهرا ، شفیع روز جزا ، یعنی که خیر النساء صلی علی محمد صلوات بر محمد بعد از علی حسن بود ، چون غنچه در چمن بود ،نور دو چشم من بود صلی علی محمد صلوات برمحمد بوی حسین شنیدیم ، چون گل شکفته دیدیم ، به مدعا رسیدیم صلی علی محمد صلوات برمحمد زین العباد سردار ،سجاد است و رهدار ، یعنی که شاه کبار صلی علی محمد صلوات برمحمد باقر امام دین است ، نور خدا یقین است ، فرزند عابدین است صلی علی محمد صلوات بر محمد جعفر صبح صادق ،هم نور وهم موافق ،تاج سر خلا یق صلی علی محمد صلوات برمحمد موسای با سعادت ، با ذکر و با عبادت ، سر دار با جلالت صلی علی محمد صلوات برمحمد هشتم رضا امام است ، از ضامنی تمام است ، شاه غریب بنام است صلی علی محمد صلوات برمحمد ما شیعه تقی ایم ، خاک ره نقی ایم ، محتاج عسکری ایم صلی علی محمد صلوات بر محمد مهدی به تاج و نورش ، با احمد ورسولش ، نزدیک شد ظهورش صلی علی محمد صلوات برمحمد شاعر ناشناس
![]() طبقه بندی: شعر، [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 00:55 ] [ میم . صاد . میم ]
هرحرفی میزنیم در عالم ضبط میشود ، پس خلاف نگوییم، فریبکاری نکنیم و مردم را در لباس روحانیت گول نزنیم. بزرگترین خیانت، فریب دادن و گول زدن مردم است و بالاتر از این خیانتی نیست. امروز هر که میگوید خدمت امام زمان میرسد یا بگوید نسبتی با امام زمان دارد دروغ مسلّمی گفته است. احدی خدمت امام زمان نمیرسد. اگر هم باشند در بین ما هیچ پیدا نیستند . امام زمان از نظر فیزیکی یک جایی هست ولی ما نمیدانیم کجاست و این سرّ خداست که او را مخفی کرده است. که اگر بیاید میکشندش، همین ماهایی که طرفدار امام زمان هستیممیکشیمش، چرا که ما هواپرستیم، خداپرست نیستیم. آیت الله امجد - نقل از شیدای وصال طبقه بندی: اخلاق، برچسب ها: ملاقات با امام زمان، فریبکاری، [ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 09:14 ] [ میم . صاد . میم ]
دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم به دریا مى زدم در باد و آتش خانه مى کردم چه مى شد آه اى موساى من، من هم شبان بودم تمام روز و شب زلف خدا را شانه مى کردم
اگر مى شد به افسانه شبى رنگ حقیقت زد حقیقت را اگر مى شد شبى افسانه مى کردم چه مستى ها که هر شب در سر شوریده مى افتاد چه بازى ها که هر شب با دل دیوانه مى کردم یقین دارم سرانجام من از این خوبتر مى شد اگر از مرگ هم چون زندگى پروا نمى کردم سرم را مثل سیبى سرخ صبحى چیده بودم کاش دلم را چون انارى کاش یک شب دانه مى کردم علیرضا قزوه
طبقه بندی: شعر، برچسب ها: شبانی، انار، دانه انار، [ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 12:32 ] [ میم . صاد . میم ]
جن در عرف قرآن موجودی باشعور و با اراده است كه به اقتضای طبیعتش از حواس بشر پوشیده است و مانند انسان، مكلّف و مبعوث در آخرت و مطیع و عاصی و مؤمن و مشرك و... می باشد. چنان كه خداوند متعال از قول گروهی از جنیان میفرماید: «و انّا منّا المسلمون و منّا القاسطون فمن اسلم فاولئك تحرّوا رشداً»؛1 و از میان ما برخی فرمانبردار و برخی از ما منحرفند: پس كسانی كه به فرمانند، اینان در جستجوی راه درستند. «جن»، در شرایط عادی از دید انسان، پنهان است. در عین حال كه موجودی مادّی است؛ ما هیچ دلیلی نداریم كه همة موجودات زنده و مادی دیده شوند. بسیاری از موجودات مادی وجود دارند كه آنها را با چشم عادی نمیتوان دید. دانشمندان علوم طبیعی میگویند: موجوداتی كه انسان با حواس خود میتواند درك كند، در برابر موجوداتی كه با حواس او قابل درك نیستند ناچیز است. چشم ما، رنگهای محدودی را میبیند، گوشها امواج صوتی محدودی را میشنود. رنگها و صداهایی كه با چشم و گوش ما قابل درك نیستند، بسیار بیشتر از موارد قابل درك هستند و وقتی چنین است، دیگر تعجبی ندارد كه موجودات مادی و زندهای در این عالم وجود داشته باشند و با حواس ما قابل درك نباشند2 جنها گاهی در قالب تمثّل قابل رؤیتند، چنان كه در داستان حضرت سلیمان - علی نبینا و آله و علیه السلام- آمده كه تعدادی از آنها برای حضرت كار میكردند3
و یا در روایت آمده كه «سعد اسكاف» جنها را به صورت مردانی زاهد دید و امام باقر-علیه السلام- فرمودند: «آنها جنها هستند4»
«جنها»، بنابر تصریح قرآن كریم، از جنس آتش خلق شدهاند:
«والجان خلقنه من قبل من نار السموم»؛5 و جنیان را پیشتر از آتش گدازنده آفریدیم.» آنها نیز مانند انسان دارای نر و ماده، ازدواج و تولد و تكاثر دارند6 خداوند متعال در آیة ««29»، سورة فصلت، به حالت كفار در دوزخ اشاره كرده و میفرماید:
«كافران میگویند: پروردگارا آنهایی را كه از جن و انس ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا آنها را زیر پای خود بگذاریم، لگدمالشان كنیم تا از پستترین مردم باشند.»
منظور از جن و انس در آیة مذكور، گروه شیاطین جنی و انسی هستند كه بر ضد انسان وسوسهگری میكنند از حضرت علی- علیه السلام- نقل شده كه:
مراد از این گمراه كنندگان، هر فردی از جن و انس است كه راه و روش كفر و گمراهی را ایجاد كردهاند و منظور از «الذین» جنس جن و انس است7.»
شهید مطهری (ره) دربارة گمراهی جن و شیاطین میگوید:
«قلمروی شیطان «تشریع» است نه «تكوین»، یعنی قلمروی شیطان فعالیتهای تشریعی و تكلیفی بشر است، قلمروی شیطان در وجود بشر نیز محدود به نفوذ در اندیشه او و نه تن و بدن او است، و نفوذ در اندیشه بشر نیز منحصر به حد وسوسه كردن و خیال یك امر باطلی را در نظر او جلوه دادن است.
قرآن كریم، این معانی را با تعبیرهای «تزیین»، «تسویل»، «وسوسه» و... بیان میكند، ولی شیطان تسلط تكوینی برانسان ندارد و در مقام تشریع نیز تا خود انسان دست ارادت به شیطان ندهد، قدرت تسلط بر او را ندارد.
خداوند میفرماید: «همانا شیطان بر مردمی كه ایمان دارند و به پروردگار خویش اعتماد و اتكا میكنند تسلطی ندارد، و تسلط او منحصر به اشخاصی است كه خودشان ولایت و سرپرستی شیطان را پذیرفته و میپذیرند8.»
بنابراین، ارتباط انسان با شیطان، به تعبیر خود شیطان 9 به صرف دعوت و استجابت میباشد. و انسان دارای اختیار است و میتواند دعوت شیطان را قبول نكند.
منظور از عدم تسلط شیطان در مقام تكوین این است كه شیطان و جنها نه خالق مستقل بخشی از موجودات و قطبی در برابر خداوند است و نه در نظام طولی جهان مانند فرشتگان نقشی از تدبیر و اراده كائنات به او سپرده شده است.10 پس جنّیان، گرچه با حواس ظاهری قابل درك و رؤیت نیستند، ولی آنها موجوداتی مادی بوده و برخی از آنها وسوسهگر بوده و بر ضد انسان شیطنت میكنند، چنان كه خداوند متعال دربارة جنهای شیطان و وسوسهگر میفرماید: «این چنین در برابر هر پیامبری دشمنی از شیاطین انس و جن قرار دادیم...»11 پ.ن: 1.جن/14. 2. ر. ك: مكارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، ج 25، ص 156. 3. ر. ك: نمل/17. 4. كلینی، محمد بن یعقوب، اصول الكافی، بیروت، دارالتعارف، ج 1، ص 459. 5. حجر/27. 6. جن/6. 7. ر. ك: طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 5، ص 11. 8. نحل/99 و 100. 9.ابراهیم/22. 10. ر. ك: مطهری، مرتضی، عدل الهی، قم، انتشارات صدرا، 1368، ص 71 ـ 74. 11. انعام/112. نقل از اندیشه قم طبقه بندی: کشکول، برچسب ها: جن، وسوسه، انسان، [ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 23:12 ] [ میم . صاد . میم ]
عکس یک
عکس دو ( عکس 1 ) این شیرماده پس از شكار آهو متوجه می شود كه شكارش باردار بوده ، او سراسیمه می شود ، نخست تلاش می کند تا بچه را نجات دهد، و از دریدن شکارش دست برمیدارد.اما وقتی نمی تواند بچه را نجات دهد بروی زمین در کنار شکارش دراز می کشد ، عکاس بعدا پی می برد که شیر سکته کرده است . ( عكس 2 ) یک صهیونیست با تی شرتی که رویش نوشته یک تیر و دو نشان با تصویری از یک زن باردار محجبه . طبقه بندی: شیطانیسم، برچسب ها: شیطان، صهیونیست، صهیونیزم، [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 18:18 ] [ میم . صاد . میم ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||